انقلاب صنعتی جدید: نقش دانشگاهها در افزایش رقابت پذیری

ژانویه 3, 2021 0 Comments


در حال حاضر آذربایجان در دوره انتقال به الگوی ابتکاری توسعه اقتصادی است که در آن بخش نفت نقش اصلی را دارد. با توجه به سطح توسعه علمی و فناوری ، بخش کشاورزی اساساً به یک صنعت تبدیل شده است. این سومین تحول در حدود 130 سال گذشته و اولین تحول از زمان استقلال است. ما در یک زمان شگفت انگیز زندگی می کنیم که فرصت های خوبی برای یک آینده واقعا موفق داریم. همانطور که الهام علی اف ، رئیس جمهوری جمهوری آذربایجان گفت: “اگر به تجربه کشورهای پیشرفته نگاه کنیم ، می بینیم که موفقیت فکری ، پیشرفت تکنولوژیکی ، پیشرفت علم و سطح آموزشی اساس این موفقیت ها است. این عوامل در آینده حتی بیشتر نقش خواهند داشت. زیرا امروزه ، صرف نظر از اینکه در حوزه اقتصادی ، در توسعه تولید صنعتی ، در هر زمینه ای باشد ، فناوری های مدرن همه چیز را حل می کنند.

آذربایجان هر سه انقلاب صنعتی قبلی را در تاریخ خود تجربه کرده است. در طول انقلاب اول ، انرژی آب و بخار امکان مکانیزه ساختن کار دستی را فراهم کرد و درختان و زغال سنگ منابع انرژی بودند. انقلاب صنعتی دوم با استفاده از فن آوری های مربوط به برق امکان پذیر شد. این امر باعث ایجاد تولید انبوه و شکل گیری بازارهای مصرف شد. علاوه بر زغال سنگ ، منبع اصلی انرژی سوخت هیدروکربن است. سومین انقلاب صنعتی حول الکترونیک و فناوری اطلاعات شکل گرفت و به اصطلاح دنیای پسا صنعتی یا اطلاعاتی پدید آمد. این امر منجر به اتوماسیون تولید شد ، که به نوبه خود تعداد کارگران در صنعت را به سرعت کاهش داد. چهارمین انقلاب صنعتی ، که می توان آن را “دیجیتالی” نامید ، نقش مردم را نه تنها در تولید و مدیریت تولید ، بلکه در مناطقی مانند حمل و نقل جاده ای به حداقل می رساند. اتوماسیون و رباتیک مرزهای بین اشیا physical فیزیکی ، دیجیتالی و بیولوژیکی را محو می کند. آذربایجان مانند سایر کشورها در جهانی جهانی زندگی می کند که از یک سو فرصت های زیادی ایجاد می کند و از سوی دیگر رویکردی بیرحمانه به غیرحرفه ای بودن ، ناکارآمدی و عدم رقابت دارد. علاوه بر این ، جهان در حال تجربه دوره صنعتی سازی مجدد در غرب است و اکنون این صنعت شروع به “بازگشت” از آسیا به اروپا و ایالات متحده کرده است. با توجه به موارد فوق ، می توان گفت که سومین رونق نفت در آذربایجان “به موقع به پایان می رسد”. این بدان معناست که کشور ما قادر خواهد بود فرآیندهای مدرن جهان را در شکل گیری سیاست صنعتی خود لحاظ کند.

دانشمند آمریکایی دیوید نویسنده تغییرات در بازار کار را بسته به تخصص کارگران در زمینه های مختلف صنعت آمریکا بین سالهای 1980 و 2005 مطالعه کرد. تحقیقات او نشان می دهد که اشتغال در بین کارگران کم و ماهر افزایش می یابد در حالی که در بین آنها کاهش می یابد کارگران ماهر دلیل اصلی این امر ، اول از همه ، استفاده گسترده از راه حل های خودکار برای کارهای پیچیده متوسط ​​است. این آثار دارای عناصر کافی از الگو هستند ، که به آنها امکان می دهد به راحتی خودکار شوند. علاوه بر این ، حقوق بالایی که برای این مشاغل پرداخت می شود ، اتوماسیون آنها را از نظر اقتصادی برای صاحبان مشاغل جذاب کرده است.

بنابراین انقلاب صنعتی بعدی در جهان اتفاق افتاد و این انقلاب صنعتی بر اساس ابزارهای تولید و کنترل اتوماتیک و رباتیک بود. بنابراین ، کارآیی اقتصادی در اولویت است و کشور فرصت های بسیار محدودی برای محافظت از شرکت های ملی در برابر رقابت بین المللی دارد. مثل همیشه ، کیفیت مدیریت پایه و اساس هر موفقیت و شکست است.

پس از شناسایی هدف و راه های دستیابی به آن ، در حین اجرای هر کار مدیریتی ، عاملی برای محدودیت منابع (مالی ، انسانی ، طبیعی و …) ظاهر می شود. تنها راه برای غلبه بر این محدودیت ها ، بسیج منابع در مناطقی است که امکان گسترش فرصت های موجود و دستیابی به اهداف را فراهم می کند. در این راستا ، اهمیت بسیج منابع فکری در زمینه نوآوری به طور چشمگیری در حال افزایش است.

مطابق با استانداردهای بین المللی ، نوآوری یک محصول جدید یا بهبود یافته است که در بازار عرضه می شود ، نتیجه نهایی یک فعالیت نوآورانه است که در یک فرآیند جدید یا بهبود یافته فن آوری تجسم یافته است. این لزوماً به این معنا نیست که نوآوری به صورت تکنیکی یا به شکل اساسی است. به یادآوری نمونه هایی مانند فناوری های بازاریابی ، محصولات مالی کافی است. نوآوری هایی که به منظور ارتقا quality کیفیت محصولات و خدمات انجام می شوند ، موقعیت شرکت را در بازار تقویت کرده و توسعه آن را تسریع می کنند. در بسیاری از موارد ، شرکتهای جدید پیرامون هر نوآوری ظاهر می شوند. نشان دادن نمونه هایی از این شرکت ها ضروری نیست ، زیرا اطلاعات مربوط به آنها را می توان به راحتی از اینترنت بدست آورد. اتفاقاً ، اینترنت زمانی نوآوری بود!

کاهش شدید قیمت بسیاری از منابع طبیعی در بازار جهانی کشورها را تحریک می کند تا از یک مدل توسعه منابع گرا به یک مدل توسعه ابتکاری حرکت کنند. یکی از م keyلفه های اصلی در این مدل توسعه ، شرکت های نوپا است. تعاریف مختلفی از این اصطلاح وجود دارد. اما نکته این است که ایده ها به نویسنده یا نویسندگان آنها راحت نیستند ، آنها آنها را مجبور به عمل می کنند ، و به دنبال راه هایی برای توسعه ، استفاده و فروش این ایده ها هستند. تجربه نشان داده است که با گردهم آوردن افرادی که ایده ای دارند یا به دنبال آن هستند ، می توان روند ایجاد شرکت های سودآور را به میزان قابل توجهی تسریع کرد.

در بسیاری از موارد ، این صنعت تمایل دارد که در یک منطقه جغرافیایی متمرکز شود ، جایی که گروه کاملی از شرکت ها انواع مختلف خدمات را به یکدیگر ارائه می دهند ، به عبارت دیگر ، برای گروه بندی. خوشه بندی نه تنها تحقق مزیت رقابتی شرکت های متحد در خوشه را تضمین می کند ، بلکه به شرکت ها امکان می دهد استقلال خود را در اینجا حفظ کنند. ایده پیشنهادی رئیس جمهور جمهوری آذربایجان الهام علی اف برای توسعه کشت پنبه در کشور و ایجاد بنگاه اقتصادی برای پردازش این ماده اولیه با ارزش در مینگاچوویر یک طرح خوشه ای است. این سیاست از نظر اقتصادی مناسب ، منطقی ، مناسب و کاملاً متناسب با چالش های موجود است.

سیاست توسعه صنعتی در آذربایجان تقاضای تحقیق را افزایش می دهد ، زمینه مطلوبی برای توسعه اکتشافات و کارآفرینی ایجاد می کند. تغییراتی که در زندگی اقتصادی کشور آغاز شده است نیز فرصت های جدیدی را برای دانشگاه ها ایجاد می کند.

کارکرد اصلی دانشگاه ها آموزش است. این دانشگاه همچنین به فعالیت های تحقیقاتی و علمی مشغول است. این دومین عملکرد است. ما می خواهیم عملکرد دیگری را ذکر کنیم – عملکرد کارآفرینی. دانشگاه ها می توانند به طور مستقیم توسعه اقتصادی منطقه ای را که روند تشکیل خوشه های صنعتی آغاز شده تحریک کنند. هر دانشگاه می تواند به مرکزی برای ایجاد و انتقال دانش ، فناوری ، کارآفرینی و نوآوری تبدیل شود.

خدمات با هدف ایجاد محیطی برای فعالیتهای نوآورانه ، علمی و کارآفرینی امکان تمرکز منابع آموزشی ، علمی و مالی در اطراف دانشگاه را فراهم می کند. همانطور که قبلاً ذکر شد ، صنعت تمرکز خود را روی تخصص باریک می گذارد و دلیل این امر ، همانطور که A. مارشال گفت ، اثر “جریان دانش” است.

در جایی که تقاضای دانش وجود داشته باشد ، تقاضای آموزش و علوم نیز وجود خواهد داشت. دانشگاه ها در آذربایجان به طور سنتی در مناطق صنعتی واقع شده اند. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، بسیاری از صنایع به دلایل عینی رشد متوقف کردند یا کاملاً فروپاشیدند. در زمانی که مدل توسعه منابع محور به اتمام رسیده و توسعه آینده کشور عمدتاً مربوط به صنعت است ، سیستم آموزش عالی برای جامعه از ارزش ویژه ای برخوردار است. همانطور که میکائیل جباروف وزیر آموزش و پرورش در جلسه کابینه وزیران جمهوری آذربایجان به ریاست الهام علی اف رئیس جمهور در 7 اکتبر 2016 گفت: “مدل اقتصادی جدید آذربایجان نیاز به افزایش رقابت اقتصاد ملی ما از طریق بهبود کیفیت سرمایه انسانی . ده ها تخصص جدید ، که در خوشه های آموزشی جدید ایجاد خواهند شد ، باید در همکاری نزدیک با نهادهای اقتصادی و بنگاه های اقتصادی کار کنند.

سیستم آموزشی تنها عامل تأثیرگذار بر کیفیت سرمایه انسانی نیست. اما او کسی است که نخبگان فکری جامعه را تشکیل می دهد. تجزیه و تحلیل نشان می دهد که سهم جمعیت با تحصیلات عالی به طور متوسط ​​22٪ در اتحادیه اروپا ، 27٪ در سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) ، 33٪ در ایالات متحده و 54٪ در فدراسیون روسیه است. در آذربایجان این رقم 17 درصد است. بنابراین باید اذعان کرد که پتانسیل افزایش تعداد افراد دارای تحصیلات عالی در آذربایجان بسیار زیاد است. می توان پیش بینی کرد که وضعیت در این منطقه به طور اساسی تغییر خواهد کرد ، زیرا آذربایجان اخیراً تخصص های کم مزد را در بخش کار جهانی ، یعنی انتخاب کرده است. “تخصص در فقر” و نه “تخصص در ثروت”.

ما معتقدیم که دانشگاه ها باید در مرکز فرآیند تبدیل تعدادی از مناطق کشورمان به فن آوری های نوین باشند و این روند باید تسریع شود. باکو ، گنجا ، سومگیت ، مینگاچویر و لنکران از قبل چنین پتانسیلی را دارند. پتانسیل کافی در سایر مناطق آذربایجان وجود دارد. برای دانشگاه ها بسیار مهم است که به خوشه های در حال ظهور بپیوندند و فعالیت های علمی و کارآفرینی را بر اساس آنها سازمان دهند.

دانشگاه ها علاوه بر آموزش به افراد ، به شکل گیری دانشمندان آینده ، کارآفرینان با استعداد و رهبران تیم نیز کمک می کنند. ما معتقدیم که با توسعه صنایعی که خوشه ها را تشکیل می دهند ، رقابت بین مناطق تشدید خواهد شد. باید به منطقه ای که دانشگاه در آن واقع شده است ، اولویت داده شود و آماده تبدیل شدن به یک مرکز آموزشی ، علمی ، ابتکاری و فرهنگی منطقه باشد. این امر به نوبه خود رقابت آذربایجان را افزایش می دهد.

رئیس دانشگاه اقتصادی دولتی آذربایجان ، پروفسور عدالت مرادوف ،

مشاور وزیر آموزش و پرورش جمهوری آذربایجان فرهاد امیربایوف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *